محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى
42
مجربات اكبرى ( فارسى )
بينى كشند . شمومى كه رطوبت بسيار آرد و يرقان را سود دهد نبدال [ بندال ] ببويند . شمومى كه در يك لحظه زكام را پاره سازد و نشف « 1 » رطوبات نمايد ، نوشادر و چونه بهم ماليده ، ببويند ساعتاً بعد ساعة . سعوطى كه براى ازالهء خشكى دماغ و كندى كه در زبان معروف است ، نفع دارد و تازگى دل و قوت هاضمه را سود دارد : نكهه نصف الايچى « 2 » كلان دو دانهء الايچى خرد دو دانه ، زعفران تبركى ، مرچ ربع دوب بونده آن مقدار كه كوفته از وى شيره كشند و دواء در آن آميزند آن جمله ادويه را در شيرهء دوب يعنى ؛ كاه گره دار كه معروف است باريك بسايند و در هر دو سوراخ بينى دو سه قطره بچكانند قبل از طلوع آفتاب تا سه روز به عمل آرند . ديگر ؛ در علاج ضعف دماغ اگر گوشت ماكيان ، مدام خورند دماغ را زياده كند و عقل بيفزايد . ديگر ؛ خوردن گوشت دراج دماغ را زياده كند . ديگر ؛ خوردن زعفران مقوى « 3 » دل و دماغ نيز بود ، شربتى از وى نيم درم ، بود تا يك درم ،
--> ( 1 ) - نشف : آب به خود جذب كردن . خشك كردن . ( 2 ) - الايچى : قاقله . هيل ( ف ) . هال ( ع ) . شرفيون و شوشما ( سريانى ) . كرده موم ( فرنگى ) . ( فرهنگ مير ) ( 3 ) - مقوّى : هرچه تعديل مزاج و قوام اعضاء به حدّى كند كه قبول ريختن فضول ننموده و ممانعت تواند نمود ، خواه بالخاصيه باشد مثل گل مختوم يا به سبب تعديل مزاج باشد مانند روغن گل سرخ . ( تحفه )